پخش آنلاین
00:00
00:00
کد پخش برای وبلاگ ها
لینک کوتاه مطلب
۱۱ مهر ۱۳۹۷ 11,859 بازدید بدون نظر

ترانه آهنگ

به روز و روزگار من
تو دلبرا ستمگرى
نگو که کافرم شدى
به سجده هاى دیگرى
نگو که مى سپارى ام
به خشم تند روزگار
نگو که سرنوشت من
شود مثال شهریار
نگو که مبتلا کنى
مرابه درد بى دوا
نگو که حاجت منى
شدى به دیگرى روا
سرت به شانه هاى کیستتن تو آشیان کیست
مه رخت به عمق شب
بگو به آسمان کیست
من به عطر حضورت دچارم
بیا تو دمى در کنارم
بیا و ببین در نبودت
در این زندگى بیقرارم
تو را به جانِ جان قسم
فقط بمان، فقط بمان
جز آه شب به بسترت
مرا بخوان، مرا بخوان
خیال آمدن ندارى
مرا به گریه مى سپارى
چو عابرى به رهگذاران
به دیده ام نظر ندارى
نمانده به این دل صبورى
به آمدنت آیتى نیست
به ناله ى آن مرغ آمین
دگر به دلم حاجتى نیست

نظرات