پخش آنلاین
00:00
00:00
کد پخش برای وبلاگ ها
لینک کوتاه مطلب
۲۳ فروردین ۱۳۹۷ 11,278 بازدید بدون نظر

ترانه آهنگ



روز عاشورا نزدیک غروب ثارالله
عظمتو شکر چه بزرگی یا الله
مادر، بی گناه گریه کن
دست خودم که نیست مظلومم به وا
تهمت میزنن به کار نکرده
میگن تقاص خون با خون حسابه
اینکه سر بی گناه تا پای دار میره
ولی بالای دار نمیره همش تو کتابه
مامان اون سنگ طلبیت میرم به مهمونی
قول بده زیارت عاشورا با گریه نمیخونی
مامان بکوب رو سینه‌ت بگو مظلوم پسرم
سینه بزن خواهر وقتی داداشو میبرن
من یادگاری دارم که پیشتون بزارم
یه مشت گلایل سفید رو سنگ مزارم
مامان گریه نکن وقتی که دست و پا میزنم
واسه اینه که دارن مهرتو از جیگرم میکنم
قسم به روز عاشورا به حرمت علی
من آماده ی مرگم بزن علی علی
فقط شرمنده دیگه این محرم و نیستم
قسم به خاک نمدارم به کفن خیسم
مامان بدجوری عذاداری اونم دو آتیشه
ببین روز عاشورا چه خونی بپا میشه
به ناموسم قسم دیگه از همه چی خستم
انگار کل دنیا کمر به مرگ من بستن
همیشه میگن به مو میرسه پاره نمیشه
آره پاره نشد ولی جر خورد جوونیم
کار ریه‌هام دیگه از دود گذشته
حالا من موندم و یه جفت ریه های خونی
فقط قلبم سالمه که اونم هدیه میدم
بگید میتونه عاشق شه من عشق مشق ندیدم
تنها آرزومم که آزادی بود و بس
که قسمت من نشد ولی با خون خریدم
مادر خیره به عکس پسر تو قابش
پسر آخرین شبشه و نبرده خوابش
حلقه‌ی اشک توی چشای جفتشون
اعدام این بوده حکم شاه
یه شب و مرور خاطرات چند ساله
حسرت روزایی که دیگه تکرار نمیشه
مادر منتظره صبح شه بلکه کاری کنه
ولی حکم اومده دیگه اصرار نمیشه
گریه و بی خوابی توی سلول تاریک
اینور و اونور رفتن توی یه اتاق باریک
صدا میاد پسرو صدا میکنن
زندانی بلند شو تو اعدامی
دیگه وقتشه نداره هیچ راهی
اولین شبیه که طلوع آفتابو نمیبینه
مادر اشک میریزه یه لحظه آروم نمیشینه
پسر میخنده که اشکای مادرو نبینهدیگه راهی نیست اصرار بی فایدس
مگه نمیبینی تا هیچ روز خوبی
دیگه وقتشه سربازا اجبار میکنن
باید بری بالا روی چهار پایه‌ی چوبی
مادر چشاشو بسته طاقت دیدن نداره
پسر میخنده که اشک مادر نباره
مادر دیگه شده جیگرش پاره پاره
دیگه تموم شد بی انصاف زد زیر چهارپایهمامان تموم شده ها تو صورت من نگاه نکن
به هیچ احد و ناسی واسه مرگم التماس نکن
لحظه ی جون دادن محکم دست و پامو بگیرین
خیلی سخته تو آغوش مادر نمیری
من که میرم ولی کار روزگار همینه
الهی هیچکس داغ بچه شو نبینه
دوباره شمع خونه خاموش یادم فراموش
یه پسر غریبونه با خاک هم آغوشوصیت میکنم لحظه‌ی مرگم
مادرم گریه نکنه
این تنها چیزیه که از این دنیا میخوام
نه چیزی دارم که با خودم ببرم
نه چیزی دارم که به یادگار بزارم
فقط از طرف من از همه حلالیت بطلبید
مخصوصا مادرم
مامان دارم میرم پیش بابا
خداحافظ مادر خدافظ

نظرات